السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

20

تفسير الميزان ( فارسي )

همان قوم و امت ، او را تكذيب مىكردند ، و سرانجام همه امور به سوى خدا است ، او مردم را به آنچه مستحقند جزا مىدهد ، و آنهايى را كه حق را بعد از ظهورش تكذيب كردند مجازات خواهد كرد ، و چنان نيست كه با تكذيب خود خدا را عاجز كنند . از اين جا روشن مىشود كه جمله * ( « فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ » ) * از باب به كار بردن سبب در جاى مسبب است ، ( چون بايد مىفرمود : « و ان يكذبوك فلا تحزن » و جمله « لا تحزن » مسبب از علم به اين معنا است كه پيش از تو نيز چنين بوده ، مسبب در آيه حذف شده ، و جمله * ( « فَقَدْ كُذِّبَتْ . . . » ) * كه سبب غصه نخوردن است ، به جاى مسبب نشسته . و جمله * ( « وَإِلَى اللَّه تُرْجَعُ الأُمُورُ » ) * عطف است بر جمله * ( « فَقَدْ كُذِّبَتْ . . . » ) * . * ( « يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ » ) * خطابى است عمومى به همه مردم ، در خصوص مساله معاد ، و آن را به يادشان مىآورد ، هم چنان كه خطاب عمومى سابق يگانگى خداى تعالى را در ربوبيت و الوهيت به يادشان مىآورد . پس معناى جمله * ( « إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ » ) * اين است كه : وعده اى كه داده كه شما را زنده مىكند ، و هر عاملى را به سزاى اعمالش مىرساند ، اگر خير بوده خير ، و اگر شر بوده شر ، حق است ، يعنى ثابت و واقع شدنى است ، و در آيه بعدى كه مىفرمايد : * ( « الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ » ) * به اين وعده تصريح مىكند . و جمله * ( « فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا » ) * هر چند نهى را متوجه به حيات دنيا مىكند ، به اين صورت كه حيات دنيا نبايد شما را مغرور كند ، و ليكن اين نهى در حقيقت متوجه مردم است ، و معنايش اين است كه : وقتى وعده خدا حق و ثابت بود ، پس زنهار ، كه به حيات دنيا مغرور نشويد ، و اشتغال شما به زينتهاى آن چنان نباشد كه شما را از روز حساب غافل سازد ، و لذتهاى دنيا و سرگرميهايش آن چنان دل شما را نبرد ، كه همواره در طلبش مستغرق شويد ، و از حق اعراض كنيد . و در جمله * ( « وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ » ) * كلمه « غرور » - به فتحه غين - مبالغه از « غرور » - به ضمه غين - است و آن عبارت است از اغفالگرى كه بسيار اغفال مىكند ، و ظاهرا - به طورى كه گفته‌اند - منظور از آن شيطان است . و اين خود احتمالى است كه تعليل در آيه بعدى ، يعنى جمله * ( « إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ . . . » ) * آن را تاييد مىكند . و معناى اينكه فرمود : « زنهار كه غرور ، شما را به خدا مغرور نكند » اين است كه